وبلاگ رو بستم؛رفتم بلاگفا:
نترس بابا جان،آخرش هم به عشقت مي رسي،هم پولدار مي شي!
جولای 17, 2008 در ساعت 8:05 ق.ظ (شخصی وار)
تو اين اوضاع خر تو خري،دلم مثل فيلمفارسي هاي سياه و سفيد پايان خوش مي خواهد…
تو
آوریل 23, 2008 در ساعت 1:23 ب.ظ (دیوانه وار)
روسری رقصنده با باد می روی در یاد بر بند رخت،مائیم که می دویم از پی باد،یا نمی دویم از پی باد،یا می رویم از یاد…
نمایشنامه بسیار کوچک شماره 3:
مارس 5, 2008 در ساعت 6:40 ق.ظ (نمایشنامه)
-جهان آخرت،آفتابی و گرم-
خدا قداره بلندی پوشیده و آدمیان جهت بازگویی به سوالات الهی،کارنامه به دست در مقابل او به صف ایستاده اند.خدا دست هایش را از پشت به هم گره کرده و با چهره ای تقریبا عصبانی در حال قدم زدن در مقابل صف است:
-تو بیا ببینم جلو(با دست به مردی میانسال اشاره می کند)،بله با خودتم.
(فرشتگان خیلی آرام دست مرد میانسال را گرفته و به جلوی صف می برند،در این حین یکی از فرشتگان چیزی در گوش مرد میانسال می گوید.)
خدا:تو قبلا هم واسه توبه کردن پیشم اومدی نه؟
مرد میانسال:نه به خدا،بار اولمه،راست می گم،من آدم بی آزاریم!(فرشته دست مرد میانسال را نیشگون می گیرد و مرد ساکت می شود.)
خدا:خوب،تعریف زندگی رو بگو و یک راست برو اون طرف که میوه و آب روان و حوری های باکره و چشم و ابرو سیاه منتظرتن.
لبخندی همراه با عرق سرد بر چهره مرد میانسال می نشیند:خوب ،چیزه ،خیلی آسونه،الان میگم ،زندگی… ااا… تعریفش نوک زبونمه…آآآ…ااا…طعمش نوک زبونمه…می دونم به خدا…یه کم تلخه،بوی سیگار میده…چیزه…تورو خدا کمکم کنین…من زندگی کردم قبلا به خدا!…بلدمش…ااا…الان می گم،به خدا نوک زبونمه…ااا…(اشک می ریزد و با خود زمزمه می کند:بلد بودم،50 سال من زندگی کردم،چی بود؟نوک زبونمه به خدا…)
اسرافیل در صور خود می دمد:خالقا وقتش تموم شد،بسه دیگه.
خدا با دست به فرشتگان اشاره می کند،فرشتگان مرد میانسال را کشان کشان به سمت دیگر میبرند و مرد همچنان فریاد می کشد: زندگی نوک زبونمه…نوک زبونمه… .
وقتی خدا با طعنه می خندد
ژانویه 25, 2008 در ساعت 11:39 ق.ظ (شخصی وار)
جاهلان ِ ریش سفید ِ ملتزم ، احمقانه اصرارمی کردند و باران اسیدی فرود نعمت برای آنان بود؛در حالی که خدا پشت به آنها با طعنه می خندید.
نمایشنامه بسیار کوچک شماره 2
ژانویه 13, 2008 در ساعت 2:33 ب.ظ (نمایشنامه)
پارک-هوا سرد-مردی با پالتو و شال و ظاهری مرتب،رو به رفتگر پارک که در حال پر کردن آفتابه جهت رفتن به دستشویی و رفع حاجت است:
-تا ساعت چند اینجایین؟
رفتگر:حدودا 7.هوا سرده،نمیشه بیشتر موند.چطور؟
-هیچی،همینطوری.دقت کن(با دست آسمان را نشان می دهد) ،امروز روز خوبی واسه مردنه.
دستنوشته ای قدیمی در سالگرد مرگ فرشته
دسامبر 31, 2007 در ساعت 1:17 ب.ظ (شخصی وار)
–زود باش دیرمون شد.
-چی بخریم واسش که خوشش بیاد؟
-گل یاس،عاشق گل یاسه.
-باید یه گلدون هم بخریم،سر خاک بادمرده خوار گلهارو با خودش میبره.
وقتی خوشی زیر دل آدم بزند
نوامبر 28, 2007 در ساعت 6:21 ب.ظ (دیوانه وار)
از خوشی متنفرم،چون شکننده است و نیز:
می توانم ساعت ها و روز ها از آن را چنان ویران کنم که خون بالا بیاورم و طعم ناخوش آن دهانم را پر کند.
اخبار نیمروزی
نوامبر 9, 2007 در ساعت 5:59 ق.ظ (دیوانه وار)
14 آبان،ساعت 14،اخبار نیمروزی رادیو سراسری(عین خبر بدون حذف و اضافه):
گوینده با صدای کلفت:آغاز عملیات گازرسانی به محروم ترین استان کشور،مردم خراسان جنوبی گازدار می شوند! عرضم به حضور مبارکتون،این خبر چند تا نکته داره که من همشون رو نمیدونم،چنتاشون رو هم می دونم ولی نمیگم،چنتاشون هم اینا هستن:اولا خراسان جنوبی که تازه استان شده،معلوم نیست قبلا که من حیث المجموع خراسان بوده،تو چه حالی بوده،یعنی واسه خودش استان شده که بتونه عنوان محروم ترین استان کشور رو کسب کنه،دوما ما که ظاهرا محروم ترین استان کشور نیستیم،لابد گازدار هستیم!و مهم اینه که الکل نداشته باشیم،چون گاز ذاتا چیز خوبیست،سوم اینکه مردم خراسان جنوبی تازه فهمیدن که برای بالا رفتن نردبان ترقی،باید گازدار بشن و در این راستا اشاره میکنم به این شعر لطیف که میگه:خراسانی که گاز نداره،باباش خبر نداره و در آخر تشکر می کنم از نویسندگان و گویندگان خبر که من نفهم رو آگاه وگازدار کردند.
جملات بنیادین
نوامبر 5, 2007 در ساعت 6:31 ق.ظ (دیوانه وار)
1-شاعر شیرین سخن و خوش صورت میگه:دوستت دارم خیلی زیاد،به چشماتم خیلی میاد.
2-من تصویری هستم با این شرایط:نصفم توی آفتاب؛نصفم توی سایه.دلیلش هم مهم نیست.
3-شیشه چپ عینکم شکسته،چون 1500 تومن خریدمش؛هرچند دلیل محکمی نیست.
4-من خوشبخت ترین آدم دنیا هستم،چون هستم.
5-حالم از دانشگاه به هم میخوره،چون حالم به هم میخوره.
6-من عشق تقارنم،چون خراب كردنش خيلي حال ميده.
7-یه شاعر شیرین سخن و راک باز دیگه که هیچ ربطی به شاعر جمله اول نداره میگه: desecration is the smile on my face