وقتی خوشی زیر دل آدم بزند

از خوشی متنفرم،چون شکننده است و نیز:

می توانم ساعت ها و روز ها از آن را چنان ویران کنم که خون بالا بیاورم و طعم ناخوش آن دهانم را پر کند.

تا کنون 9 نظر داده شده

  1. افسانه گفت،

    دسامبر 8, 2007 روی 5:41 ق.ظ

    واقعا که خوشي زده زير دلتون که ازش متنفر شدين . چطوره يکم از اونارو بدين به ما …

  2. افسانه گفت،

    دسامبر 8, 2007 روی 5:46 ق.ظ

    به نظرم ويران کردن کار آسونيه آباد کردنه که سخته . ويراني خوشي چند لحظه بيشتر طول نمي کشه اما تبديل غم و غصه به اون ماهها وقت مي بره .
    هميشه به خاطر خوشي هايي که خداوند بهت عطا کرده خوشحال باش و شکر گزار .
    البته به نظر مياد اين جملات رو به صورت کنايه نوشتيد . بهر حال اميدوارم که واقعا از خوشي خسته شده باشيد .

  3. shahrzad گفت،

    دسامبر 10, 2007 روی 11:09 ق.ظ

    جوابتو توی قسمت انتهایی آخرین پستم دادم. در مورد خوشی هم… البته این چیزیه که اپیدمی شده. منظورم خوش نبودنه… سخت نگیر!

  4. سلوچ گفت،

    دسامبر 13, 2007 روی 7:13 ب.ظ

    خوب میشی عزیزم نگران نباش!

  5. diamond گفت،

    دسامبر 15, 2007 روی 10:42 ق.ظ

    یا عماد من لا عماد له
    با سلام … خدابیامرز شریعتی می فرمایند : ….. هر کسی را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند،
    بدان گونه که احساسش می کنند هست… شما این طور فکر نمی کنی …
    با سپاس

  6. افسانه گفت،

    دسامبر 19, 2007 روی 1:59 ب.ظ

    رويتان به سرخي انار
    زندگيتان به شيريني هندوانه
    و صفايتان به بلندي يلدا .
    يلدا مبارک .

  7. نگار گفت،

    دسامبر 20, 2007 روی 8:14 ق.ظ

    راست ميگه ها، بابا بي درد مرفه! چرا خوشي زير دل ما نمي زنه پس آخه!!

  8. pillar گفت،

    دسامبر 25, 2007 روی 4:24 ب.ظ

    یا عماد من لا عماد له
    با سلام ….
    طبیعت و قوانین طبیعت در تاریکی شب نهان بودند . خداوند گفت بگذارید نیوتن به وجود آید و همه چیز روشن شد .
    با سپاس

  9. افسانه گفت،

    دسامبر 27, 2007 روی 6:54 ق.ظ

    غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.


نظر بدهید